سروشنامه

جایی برای شعر

سروشنامه

جایی برای شعر

  • ۰
  • ۰

پانزده

میان!
میانِ میان‌ها!
میان تمدن، میانِ تاریکی؛
من در میانِ تو ایستاده‌ام چرا که
همواره چیزی در میانِ چیزی‌ست
و در میانه‌ی هر چیز
دهانی‌ست پنهان، برای بلعیدنِ خود.  

***
نگاه کن به اشکال:
به مُبل، به ساعت، به خطِ ممتدِ سرخ:    
شب از سیاهیِ خود می‌نوشد
و از سیاهیِ خود سرشار است:
   از صدای نی لبک و جامِ سحرآمیز.
و در میانه‌ی فنجان
دایره‌های تلخ ، به خویش می‌غلطند
و در میانه‌ی باد
رازِ سنگ پنهان است

ای باورِ خیس
آیا تو نیز مرا
به مثابهِ رازی-
در میانه‌ی خود، پنهان نموده‌ای؟  

  • ۹۷/۱۰/۱۲
  • سروش نظیری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی