سروشنامه

جایی برای شعر

سروشنامه

جایی برای شعر

  • ۰
  • ۰

دوازده


می‌بارد

بی آن که ببارد

قطره‌ای از سقف،

در خونِ خود. 

 

حدودِ سبز، زمان است 

حدود آینه، گرداب. 

و در شکستِ آب، دایره‌ها

چهره‌ی انسان را

به نامتناهی تکرار می‌کنند. 

 

به ردِ محوِ زمان آمدم، 

به آینه، به نگاه: 

زمین سپید بود 

و برف تکرارِ سپیدی؛ 

و هر قدم به اشارتی 

در هر قدم، تکرار می‌شد.

 

حدودِ سبز، زمان است

حدودِ برف سپید.  

حدودِ خون به کجاست، در دوایر رگ ها؟

  • ۹۶/۱۲/۲۹
  • سروش نظیری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی