سروشنامه

جایی برای شعر

سروشنامه

جایی برای شعر

بایگانی
  • ۰
  • ۰

به ما آموخته بودند که طبیعت بُرهان وجود خداست، که خدا طبیعت را ساخته. از همان زمان ما را از دیدنِ طبیعت محروم کردند، چون هر گاه که به کوه‌ها و درختها نگاه می‌کردیم، دنبالِ خدایی نادیدنی می‌گشتیم که مثلِ شعبده‌بازی پشتِ همه‌ی این چیزها قایم شده. ما دیگر معنایی برای خود طبیعت قائل نبودیم؛ ذهنِ ما معناگرا شده‌بود؛ ذهنِ استدلالی و بزرگسال که در همه چیز دنبال غایت می‌گردد، درست مثل ذهن ارسطو که می‌گوید همه چیز «علت غایی» دارد. 

حالا دقیقاً می‌فهمم که چرا از ادبیات و سینمای معناگرا (مثل آثار تارکوفسکی) خوشم نمی‌آید، چون اساس معناگرایی بر «نماد دانستن» چیزها استوار است، تارکوفسکی مثلاً دوربینش را نیم ساعت روی یک منظره نگه می‌دارد که منِ مخاطب با دیدن آن منظره به یاد چیز دیگری بیافتم، من از این نوع انتزاعیت خوشم نمی‌آید. هنرمند باید بیش از همه‌ی آدمها مادی باشد، مادی ببیند و با چیزها همانطور که هستند برخورد کند. 

  • ۰۴/۰۷/۲۸
  • س.ن

نظرات (۱)

  • شبکه اجتماعی ویترین
  • سلام

    وقت بخیر

    دعوت می کنم یادداشت ها و دلنوشته هاتون زو تو شبکه اجتماعی ویترین هم منتشر کنید

    https://cafebazaar.ir/app/ir.vitrin.app

    الان نام کاربری های زیادی براتون ازاد هست

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی