سروشنامه

جایی برای شعر

سروشنامه

جایی برای شعر

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

نوشتن در کافه

دیگر خاک دانه‌های زمان را به خود نمی‌پذیرد، چرا که سرعت جت‌ها از بال پرندگان افزون است. در این دنیا که من زندگی می‌کنم، هر چیز دنباله‌ای دارد؛ حتی دود، حتی ساعت، حتی صدا، و چوب که قهوه‌ای است. من در جهان خشکی زندگی می‌کنم، که صحراهایش مار دارد و مارهایش چادرنشین اعرابی‌اند. و صحرا چاه هم دارد و چاه‌ها آب را به بیرون پرتاب می‌کنند. 

دیگر نمی‌دانم چگونه بمیرم، وقتی قرار نیست خاک بذری به خود بپذیرد؛ آیا دریا آنچنان که زیست می‌بخشد، زیست کوچک ما را به خود خواهد پذیرفت؟ 

حالا در حیاط کوچک کافه، دنباله‌ی درختی سرخ؛ تا صندلی چوبی کش می‌آید؛ و قلب آدمی را در خود می‌فشرد. 

 

  • ۰۱/۱۱/۲۸
  • س.ن

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی