بعد از افتضاح دیشب صبحی همه پاشدیم. من نگران بودم که بین کیارش و ارشیا چه میشود. دیدم بعد چند دقیقه با هم گفتند و خندیدند. رفتیم صبحانه زدیم کافه هدایت. من برگشتم خانه چون دوازده و نیم شاگرد دارم - که هنوز نیامده- بچهها امشب دعوتند خانهی آرش. دارند پلن برگشتنشان را ردیف میکنند، من هم کم کم به روال عادی زندگی برگردم که اوضاع خیلی قاراشمیش است.
- ۰۱/۱۱/۲۷