سروشنامه

جایی برای شعر

سروشنامه

جایی برای شعر

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

روزانه 9

بعد از افتضاح دیشب صبحی همه پاشدیم. من نگران بودم که بین کیارش و ارشیا چه می‌شود. دیدم بعد چند دقیقه با هم گفتند و خندیدند. رفتیم صبحانه زدیم کافه هدایت. من برگشتم خانه چون دوازده و نیم شاگرد دارم - که هنوز نیامده- بچه‌ها امشب دعوتند خانه‌ی آرش. دارند پلن برگشتنشان را ردیف می‌کنند، من هم کم کم به روال عادی زندگی برگردم که اوضاع خیلی قاراشمیش است. 

  • ۰۱/۱۱/۲۷
  • س.ن

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی