میخندم میمیرم میخوانم
پرواز میکنم
و جنازهای بزرگ
در قبری کوچک
راهی دریا شد
شن شد
ساحل شد
عبور شد
عمارت چوبی را
به اسب کوچک بخشید
هنوز فرم ناقص بود
پس تکرار کرد:
میخوانم میخندم میگریم
و جنازهی اسبی بزرگ در دریا
پل فرشتگان شد
سید خندان شد وُ
خندید؛
اما هنوز هیچ کس
بر جنازهی ما
در خاورمیانه نمیگریست
هنوز فرم ناقص بود:
خندیدم، گریستم، رفتم، خواندم،
مُردم، مُردم...
- ۰۱/۱۱/۱۹